شب
شیرین
راه
دور
مرگ
دست
ملخ
افق
چوب
اتش
تو
چون دیگی نو
در جهیزیه ی تاریخ می درخشی
روز
تلخ
راه
دور
مرگ
سایه
دره
آسمان
آتش
و من
چون اخرین اسکناس
در جیب ِ یک ملوان پیر، مچاله ام .
(حسین پناهی)
روز ها و شب های دلگیریه
خیلی دلگیر
خیلی
ما بدهکاریم
به کسانی که
صمیمانه ز ما پرسیدند :
معذرت می خواهم
چندم مرداد است ؟
و نگفتیم. . .
چون که مرداد
گورِ عشقِ گلِ خون رنگِ دلِ ما بوده ست .
(حسین پناهی)
من سیگار می کشیدم،اونم داشت عاشق می شد!
من سیگار می کشیدم،اونم داشت عاشق می شد.ما به هم قول ازدواج داده بودیم.همون اولش شرط کردیم باهم صادق باشیم.یه روز برگشت و بهم گفت دیگه دوس نداره من سیگار بکشم،منم قول دادم که بزارمش کنار اما نتونستم،نشد،نمیدونم...
بعضی وقتا بین نتونستم و نشد فرقی نیست ولی اگه پای محاکمه در میون باشه باید خیلی دقیق
از کلمات استفاده کرد مخصوصا اگه دادگاه شخصی باشه و خودت برپا کرده باشیش وهمتون
می دونین که کافیه آدم فقط یک بار توی این دادگاه محکوم بشه تا برای همیشه یه محکوم باقی
بمونه.
همه چیز بعد از اون قول لعنتی شروع شد،من سیگار می کشیدم و کم کم به کارهاش شک می کردم.پیش خودم فکر می کردم حالا که من سیگار می کشم حتما اونم داره یه کارایی می کنه،چون هیچ چیزی فرق نکرده بود من دوسش داشتم همونقدر که قبل قول دادن دوسش داشتم،حتی بیشتر.
اما من که میدونستم دارم دروغ میگم.هر روز،روزی چند بار،اما چیزی تغییر نکرده بود،شما هم اگه باشید به این آرامش شک می کنید،به خودتون،به عشقتون،به احساساتتون،به کلماتتون،به همه چیز شک می کنید،به همه چیز...
من هر روز بیشتر پاپیش می شدم و سوال و جوابش میکردم،ولی بدون اینکه جواباش آرومم کنه هر روز کلافه تر می شدم و آدم کلافه توی همچین مواقعی فقط یه چیز آرومش میکنه سیگار، سیگار پشت سیگار و این تبدیل شده بود به یه چرخه یه چرخه سرسام آور لعنتی.من سیگار می کشیدم که شک کنم،شک می کردم که کلافه بشم و کلافه می شدم که سیگار بکشم.عاشق سیگارام شدم و اون کم کم پشت هاله ای از دود کمرنگ و کمرنگ تر می شد ولی من توی خلسه های سیگارم معشوقه های باور نکردنی جدید می ساختم و عاشقشون می شدم،اما انگار متوجه شده باشه یه روز توی یکی از همون پکهای عمیق دود شد و رفت هوا.بعد خبرشو برام آوردن که بایه نفر که از قبل میشناخته ازدواج کرده.
حالا خیلی وقته که من سیگار می کشم،چون تنها چیزیه که از عشق برام مونده،من سیگار می کشم که زنده بمونم. فقط گاهی که سرفه می کنم یه نفر ته حلقم میزنه زیر گریه.
محمد گیلک
